خیلی عصبی شدم این روزها
نمی دونم چی می خوام
نمی دونم چی نمی خوام
دلم بدجوری گرفته
دلم می خواد داد بزنم نمی تونم
دلم به دنبال کیه نمی دونم
خدایا
بار الها
کمک فرما مرا
مرا که ناچیزم
مرا که هیچ چیزم
خدایا کمکم کن مشقام رو بنویسم
اون شعر لیلی و مجنون که توی دل شکسته می خونه رو می دونید کجای لیلی و مجنونه؟
لطفا بهم بگین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پسرم گفت همین فروردین
خسته ام از چت و ایمیلیدن
آخر ارسال اساماس تاکی
شده ام عاشق و میخواهم زن
غضبش کردم و گفتم زود است
کار و باری تو نداری جانم
گفت با خنده که امیدم هست
به وجوهات تو و مامانم
سر او داد زدم، بعدش چی ؟
زندگی پول ملس میخواهد
پیتزا نیست فقط بدبختیش
لپه و کشک و عدس میخواهد
گفت با خنده و با پرویی
که پدر پیش شما میمانیم
اند فازیم و خفن باحالیم
هم کمک حال تو و مامانیم
الغرض زنگ زدیم آن روز عصر
بعدهم خواستگاری رفتیم
همگی با ادب و شیک و تمییز
طرف برج قناری رفتیم
مدتی حرف زدیم از هر در
بعد، یک عالمه خالی بستیم
تا که میشد همگی لاف زدیم
که فلان ابن فلانی هستیم
نیم ساعت که گذشت از مجلس
آمد آن دختر و دستش چایی
موش نسکافهای وشلوارش
مدل جالب برمودایی
گرچه مانند هلو خوشگل بود
پوششاً هیچ نمیخورد به ما
بیخ گوش پسر اینرا گفتم
گفت با طعنه که ایول بابا
پسرم در دل آنان جا کرد
چون که از هر نظر او آدم بود
عیبش این بود که همسرمیخواست
طفلکی یک نمه عقلش کم بود
داشتم یک پژو از دار جهان
مادرش هم دوسه تا تیکه طلا
همه شد یکشبه تبدیل به پول
تا شود جشن عروسی برپا
دو سه ماهی به خوشی رفت و گذشت
تا که یک روز بیامد پسرم
لک و لچش شده بود آویزان
گفت با گریه که خیلی پکرم
راستش قصد جدایی داریم
آنجلینا شده شاخ و زده قاط
بین ما نیست تفاهم اصلا
لوس بوزینه به من گفت جوات
هرچه گفتم پسرم، جان دلم
اول زندگی تا سی چل سال
تنش و چالش و دعوا رسم است
میشود عاقبت اما حال
پند و اندرز، ثمربخش نبود
عشقها گشته عجب نافرجام
الغرض وام گرفتیم از بانک
بابت مهریه دادیم و تمام
پسر گل بسرم صفر گرفت
داشت در دیکتهی عشق غلط
رفت ماشین والنگو بر باد
ماند اقساط دوتا وام فقط
مصطفی مشایخی
امروز یه فال گرفتم این بالایی اومد
دیروز یه فال گرفتم پایینی اومد
گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند
.
.
.
درد دلت را به هر کس نگو با کسی درد دل کن که عاقل و دانا باشد
اگر در انتظار رسیدن به مرادی هستی که خیلی به آن فکر می کنی بدان تا آخر این سال به مرادت میرسی
چون تمام فرشته های آسمان برایت دعا می کنند
،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤،¤
می بینی هر دوش راجع به یه رازه
آخه من هیچ رازی ندارم
امروز داشتم برای دومین بار هری ۷ رو می خوندم
من همیشه کتاب و نمازامو تو دلم می خوندم اما امروز به خاطر سر و صدای خونه هر دوشو
بلند خوندم
بلندی در حد زیر لب خوندن بود
واقعا معنیه هر دوشو بهتر فهمیدم
فکر کنم دیگه کاملا دارم خل میشم
آخه پریروز تا ۵ صبح نخوابیدم
کتاب می خوندم
بعدشم که سحری خوردم
دیشب تا ساعت ۲ بیدار بودم
بعدشم ساعت ۴ از خواب بیدار شدم و تا الان دیگه خوابم نبرد
بازم کتاب می خوندم
بازم روزه ام
من از همون دفعه اولی قدیسان مرگبارو خوندم
سر گوش جرج
مرگ فرد تانک و لوپین کلی گریه کردم
توی محفل ققنوس هم کلی سر سیریوس گریه کردم
فقط از این حرصم میگیره که چرا کارگردان که میتونه مثه کتابو بسازه
یه شکل دیگه میسازتش
الانم دلم پیش فیلم شاهزاده دورگه است
به هرکی گفتم یا نداشته
یا دست یکی دیگه بوده که من نمی تونستم ازش بگیرم
یا رفته توی کالیفرنیا فیلمو دیده


با خودم میگفتم روزه گرفتن تو ضل تابستون خیلی سخته اما حالا که گرفتم می بینم زیادم سخت نیست
توی لینک هام سایت رسمی ساسیه و سایت پرشین رپر برین توش حالشو ببرین
غریب است و بیمار و تنها ، دلم
کجایی که جا مانده اینجا ، دلم
ز جور تو نشکسته و بشکند
از این عشق فولادی اما دلم
من امشب صدا می زنم ناله را
مبادا غریبی کند با دلم
به حدی خبر دارم از درد هجر
که می سوزد از داغ فردا دلم
شب ممتد و رنج دنباله دار
پریشان منم ، نا شکیبا دلم
چه گویم من از سردی مهر او
که می لرزد از غم ، سرا پا دلم
افق دور و مه دور و او دورتر
به داد دلم رس ، خدایا دلم
شدم بینوا تا در این بی کسی
به حال دلم سوخت یکجا دلم
هنوز نیومده مدرسه باید یه عالمه مطلب در باره موضوع پروژه مون پیدا کنیم
تازه امتحان زبانمو هم گندیدم
امتحان فیزیکمون ۲ شنبه امتحان ریاضی هم ۴ شنبه ولی ماها باید تا یه شنبه دیگه بریم.
حالا مایه بوقی خوردیم مدرسمونو عوض کردیم
اینقدر ازمون امتحان گرفتن و من از ۱۰ نمره شدم ۵/۱ که حالم ازش به هم خورد
امتحانی که ۱۰ تا سوال داشت(ریاضی)
۱۵ دقیقه وقت داشتیم
زنگ آخر بود
بهمون نگفته بود
.حالا اون هیچی
اینقدر مشق داریم که نگو
عین اول دبستانیا باید از روی همه ی سوالا یه بار بنویسیم و حل کنیم (انگار نه انگار اول دبیرستانیم)
یه پلی کپی معادله خط داریم(عق)
یه پلی کپی فیزیک
۲ تا درس از اینترچینج (اینترو) رو چون هنوز درس نداده باید بنویسیم که سر کلاس وقتش یه وقت
گرفته نشه
تازه از ریاضی و فیزیک هم امتحان داریم
آخه من چه گناهی کردم که باید اینقدر بکشم
حالا اینا رو ول کن
هفته دیگه بله برون محیا و شهابه
هفته بعدش عروسیه حامد و مینا (دقیقا همین روز میخوان ازمون امتحان ریاضی بگیرن حدس بزنید از چی؟
از معادله توانی و معادله خط)
بعدشم که ماه رمضونه