-
خسته
شنبه 30 مردادماه سال 1389 17:39
-
بنویس
جمعه 22 مردادماه سال 1389 16:58
بنویس از سر خط بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه اگه نباشه قلبت از غصه خون نیست دیگه گریه نکن اخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه فاصله ها مون حتی اش تو چشامون دیگه فایده ای نداره تنهایی من دیگه پایونی نداره ویرونه ی دل سر و سامونی نداره دل بهاریم عاشقه چه تو...
-
======
پنجشنبه 7 مردادماه سال 1389 13:33
دوباره از همون خوابا دیدم خدایا بهشون کمک کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مبارک باشه خانمی و آقایی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ======================================================== =======================================================...
-
گاهی وقتا
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 00:58
گاهی وقتا فک می کنم اگه پاش بیاقته آیا حاضرم جونم و به خاطر همشون بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد با آرامش درون به خودم بلند جواب میدم: بله و اونوقته که صدام توی مغزم می پیچه و بهم جواب میده بله بله بله خیلی وقتا فک می کنم اگه راجب من می دونستی چی می شد ؟؟؟؟ و مغزم جواب میده نمی دونم نمی دونم نمی دونم . . . رفیق من سنگ صبور غم هام...
-
گل گلدون
جمعه 11 تیرماه سال 1389 12:52
گل گلدون من شکسته در باد تو بیا تا دلم نکرده فریاد گل شب بو دیگه شب بو نمی ده کی گل شب بو رو از شاخه چیده گوشه ی آسمون پر رنگین کمون من مث تاریکی تو مثل مهتاب اگه باد از سر زلف تو نگذره من میرم گم میشم تو جنگل خواب گل گلدون من ماه ایوون من از تو تنها شدم چون ماهی از آب گل هر آرزو رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم یه...
-
مرد ها
جمعه 11 تیرماه سال 1389 12:51
۶ سال اول • گریه نکن • شیطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذیّت نکن • روی دیوار نقاشی نکن • انگشتت رو تو پریز برق نکن • دمپایی بابا رو پات نکن • به خورشید نگاه نکن • شبها تو جات جیش نکن • تو کمد مامان فضولی نکن • با اون پسر بیتربیته بازی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن • دماغت رو تو...
-
دانشگاه
جمعه 11 تیرماه سال 1389 12:50
کپی رایت:ایده این مطلب از اخرین شماره همشهری جوان گرفته شده است.(قسمت رویدادهای هفته) با توجه به اینکه اکثر ما در کودکی عشق این بازیها را داشته ایم. این مطلب رو با تغییراتی در متن اینجا اورده شده است با توجه به اینکه رشته کارشناسی بازیهای رایانه ای در مراکز اموزش عالی کشور ایرلند ایجادشده و با توجه به اظهار نظر...
-
خسته
دوشنبه 7 تیرماه سال 1389 20:28
خسته شدم از بس بهم حرف زد اه خسته شدم از درس خسته شدم از بی مطلبی خسته شدم از تو خسته شدم از خودم خسته شدم از مدرسه
-
انسانی
چهارشنبه 2 تیرماه سال 1389 19:41
س ز ا م ه ا ی ن ت ن ه ا ی ی س ز ا م ه دیگه تموم شد حالا دیگه میرم انسانی بالاخره کار خودشونو کردن باید ۴ سال تحمل و صصصصصصصصبببببببببببببببببببببرررررررررررررررررر کنم...
-
خواب
یکشنبه 16 خردادماه سال 1389 12:02
پریشب دوباره خواب دیدم اونم چه خوابی بد خوب کدام یک اومدید خواست.... و من ..... بعد.... نام..... و ... شاد.......... راستی چگونه تحمل می کنی این بار سنگ را از دامنه تا نوک قله کوه و او را پاسخ شنید : به راحتی به تو چه خودم می فهمم چطوری تحمل می کنم و او گرفت که نباید هیچ سوالی درباره اش پرسید...
-
امتحان
شنبه 8 خردادماه سال 1389 12:41
-امتحانامتحانامتحانامتحانااامتحان فقط و فقط و فقط امتحان دیگه حالم بهم خورد از هر چی امتحانه -ما هر روز و هر شب داریم امتحان میدیم اینکه نگرانی نداره توتوی بیشتر امتحانایی که معلم بزرگ ازت میگیره شکست می خوری یا شاید اصلا متوجه اونا نباشی -... -.... -..... و باز هم سکوت.
-
ص
جمعه 14 اسفندماه سال 1388 13:37
Be emam zaman ghasam in pmo bekhoon..man 2khtari hastam az khoozestan ke pezeshkan az moalejeye man na omid shodand...shabi dar khab hazrate fateme ra didam dargalooyam ab rikht shafa peyda kardam az man khast in ro be 20 nafar begooyam in pm be daste karmandi oftad eteghad nadasht karesho az dast dad marde digari...
-
نمی دونم
پنجشنبه 15 بهمنماه سال 1388 18:16
نمی دونم چرا واسم اینقدر سخته فراموشی مست و پزیشون و خراب هر آرزو نقش بر آب کاشکی میون خوشگلا تاج سرم تو باشی حالا که میخوای بری نمی خواد بهم بگی نازی نازی امشب دلم مست توئه خاطر خاتم بیبی خاک زیر پاتم دنیا رو با همه خوب و بدش نه شب عاشقانه است
-
چه؟
پنجشنبه 17 دیماه سال 1388 16:02
چی بگم از بدبختیام بگم نمی خوام نمی گم به تو چه ؟ به من چه؟ به ما چه؟ تربچه خونه ات کجاس؟ تو باغچه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 آذرماه سال 1388 17:28
وتوراهیچکسباورنکردهمانروزکهگفتی... حالچهمیکنی؟؟؟؟؟؟ بازهمکاریمیکنیتادیگرانباورتنکنند؟؟؟؟ اماچرااخرچرااینگونهمیکنیباخود؟ ؟؟؟ شایدکهروزیعاقبتارومبگیرددردلم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 آذرماه سال 1388 17:08
عجب امتحان ریاضی بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-
عزیزم
پنجشنبه 28 آبانماه سال 1388 17:40
-
مرگ
جمعه 22 آبانماه سال 1388 21:41
امروز ازصب حس مرگ داشتم دلم می خواست می مردم اما درس و مهمونوی نداشتم زیست:۱۳
-
گند زدم
سهشنبه 19 آبانماه سال 1388 16:44
این هفته هر روز امتحان میان ترم داشتیم منم هرروز رو گندم زدم فکر کنم نمره هام ایجوری باشه ریاضی ۱۳ فیزیک۱۳ اجتماعی ۱۳ زبان فارسی ۱۸ تازه میخواستم بزنم بکشمش این ص عوضی رو اومده تو کلاس میگه سوال آخر که ۱.۲۵ نمره داشته مال تیزهوشان بوده.آشغال ش عوضی هم میگه باید واسه آزمایش مینوشتیم هرچیش چی بوده اه اه اه اه اه راستی...
-
حجاب در ادیان الهی
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1388 11:32
فطرى بودن پوشش حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، داراى جایگاه خاصّى است، و یکى از دلایل اساسى آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطرى است. داستان حضرت آدم و حوّا نیز فطرى بودن پوشش را اثبات مىکند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که براى مسیحیان نیز مقدّس است)، مىخوانیم: «و چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکوست و به...
-
سه نکته درباره پوشش
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1388 11:31
32 مقدّمه امروزه پرسشها و ایرادها در زمینه مسائل دینى رو به فزونى است و حجاب نیز از آن، مستثنا نیست. مسئله پوشش از زوایاى متعدد و از دیدگاه علوم امروزى، مورد کندوکاو قرار گرفته و نقّادى شده است. با این همه، نوشتهاى که یکایک این پرسشها را از همان زاویه و نگرش پاسخ دهد، در دست نیست. از «مسئله حجاب» نوشته شهید مطهرى...
-
مقدمه
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1388 11:11
مقدمه هوالمعین کالبد«حجاب » به روح «عفاف» نیازمند است و روح عفاف نیز بدون کالبد حجاب ,قابل تصور وبروز واثر آفرینی نیست ,عفاف به عنوان سازنده ی لایه های زیرین حجاب ,یعنی پارسایی ,خویشتن داری وشرم سازنده وحجاب به عنوان لایه های رویین عفاف است که وجه مرئی_ظهور یافته همان پارسایی وخویشتن داری را نشان می دهد و این دو...
-
هرم عفاف
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1388 11:08
هرم عفاف از حیا تا حجاب انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهانبینی خود را دارد و رفتارها و دیدگاههای او برگرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکلگرفته از انسانهای هدفمند است که در سایه باورها و دانستههای خویش گامهایی جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود برمیدارند. نگرش چه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 آبانماه سال 1388 11:00
زن ایرانى از گذشتههاى دور، حجاب و عفاف خود را بهطور کامل رعایت مىکرده است و حتى از سایر کشورهاى مشرقزمین نیز بیشتر اهتمام مىورزیده است. این مسئله، نهتنها در کتابها، نقاشىها، و عکسهاى گذشته ایرانیان آمده است، بلکه جهانگردان و سایر افراد فرنگى نیز آن را با دقت و جزئیات فراوانى در سفرنامههاى خود بیان کردهاند...
-
دلم می خواد
جمعه 1 آبانماه سال 1388 17:53
بازم مشق دیگه حالم داره بد میشه اعصاب بی اعصاب اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه اه خدایا منو راحت کن به خودت قسم که دیگه نمیشه از پروژه خستم از مدرسه خستم از زندگی نه یه راه بده یه راهی که منم بخوامش خودت می دونی پس بده! چند روز پیش خواب دیدم یه گربهی سیاه جلوم بودو هرکاری کردم نرفت صبح یه کلاغ گنده جلوم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 مهرماه سال 1388 18:24
دلم بد گرفته
-
اه
دوشنبه 20 مهرماه سال 1388 16:13
به خدا می خوام همه ی فشای دنیا رو بدم به ریاضی و فیزیک و زیست و فیزیک و شیمی و زمین شناسی و تاریخ و جغرافی و اجتماعی و ادبیات و دستورو حرفه و ..... به خدا دیگه نمی کشم مگه ۵ ساعت خواب به کجای آدم میرسه؟ اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
-
دارم میمیرم
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1388 18:37
وای خدا کاش این ریاضی و فیزیک و شیمی و عربی و دینی رو بر میداشتی به خدا دارم میمیرم از بس که درس خوندم وای خدا کمرم شونم دستم مخم ترکید از بس که نفهمیدم صادقو شیخی چی میگن واقعا دیوونه شدم الانم هیچی نمی فهمم رسیدم به این که برم هر چی گفتم من به درد ایینجا نمی خورم هیچ کس نفهمید الانم دارم میمیرم پیشا اومدن زر زدن و...
-
رفتی تو خاطرم
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1388 12:45
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصههای عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1388 12:20
دیشب بد خوابی دیدم خواب دیدم من و تو بودیم و خونواده اما مامانت گفت یا نیلان که رفتین واسه نیلان اعصاب نموند واسم اما نفهمیدم چی شد یهو نظرت عوض شد اومدی پیشم خندیدی پیشم دلم شاد شد نمیودی چه خوابی بود که تا خود صبح می دیدم